روانه شدن

لغت نامه دهخدا

روانه شدن. [ رَ ن َ / ن ِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) رفتن. راهی شدن. براه افتادن. فرستاده شدن. روان شدن:
برون کن از دل اندوه زمانه
مگر خوشدل شوی زینجا روانه.ناصرخسرو.و یعقوب با پسران روانه شدند. ( قصص الانبیاء ). چون این نامه روانه شد ولایت قسمت کردند. ( راحة الصدور راوندی ).
روانه شد چو سیمین کوه درحال
درافکنده به کوه آواز خلخال.نظامی.چو برزد آتش مشرق زبانه
ملک چون آب شد زانجا روانه.نظامی.گفت بابا روانه شد پایم
کرد رای تو عالم آرایم.نظامی.بر درازگوش نشستند و بطرف شهر بخارا روانه شدند. ( انیس الطالبین ص 35 ). و رجوع به روانه و روان شدن شود. || جاری شدن. جریان پیدا کردن. روان شدن:
به طرف هر چمن سروی جوانه
به هر جویی شده آبی روانه.نظامی.و رجوع به روان شدن شود.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) حرکت کردن عازم شدن.

جمله سازی با روانه شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 (عدة ) به معناى تجهيزات و (انبعاث ) - بطورى كه صاحب مجمع البيان گفته- به معناى به سرعت روانه شدن است و كلمه (تثبيط) به معناى بازداشتن از امرىاست كه نسبت بدان رغبتى نباشد.

💡 خاتمه جنگ احزاب و روانه شدن سپاه اسلام به سوى بنى قريظه و محاصرهآنانو...

💡 و مراد از جمله (آنچه همواره تكذيبش مى كردند) جهنم است، و كلمه (انطلاق ) بهمعناى روانه شدن و منتقل گشتن از جايى به جاى ديگر و بدون مكث است. و معناى آيه ايناست كه: به ايشان گفته مى شود از محشر بدون هيچ درنگى به سوى آتش روانهشويد، همان آتشى كه همواره تكذيبش مى كرديد.

💡 سرعت رقص متوسط، بسیار آهنگین و ظریف است. ترتیب حرکات آن دور زدن‌های زیاد یا روانه شدن در طول یک خط می‌باشد.

معلق یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز