لغت نامه دهخدا
رقصیده. [ رَ دِ ] ( ن مف مجعول ) به رقص درآمده. برقص واداشته. ( از یادداشت مؤلف ).
رقصیده. [ رَ دِ ] ( ن مف مجعول ) به رقص درآمده. برقص واداشته. ( از یادداشت مؤلف ).
💡 با گسترش این کمپین و به اشتراک گذاشتن ویدئوهای ساختهشده در ایران در ۲۰ مه ۲۰۱۴، تعدادی از جوانان ایرانی که روی موسیقی این ویدئو رقصیده بودند بازداشت موقت شدند و اعتراف تلویزیونی شش نفر از آنها در اخبار ۲۰:۳۰ صدا و سیمای جمهوری اسلامی، در برنامهای باعنوان سراب منتشر شد.
💡 جیرانی رقصی است ظریف، زیبا و آهنگین. به همین دلیل به رقص نام زیباترین و ظریفترین جاندار یعنی جیران (گوزن) را دادهاند. «جیرانی» از جمله قدیمیترین رقصهای آذربایجان است. در شوشی پا به عرصه ظهور نهادهاست. رقص سرعت متوسطی دارد و در اصل توسط خانمها ایفا میشود؛ ولی در برخی مناطق مانند شکی توسط آقایان هم رقصیده میشود. این رقص اکنون هم مشهور است.
💡 رقص چیت تومان رقص و آوازی است که به شکل گروهی اجرا میشود. این رقص عمدتاً به صورت گروهی توسط خانمها، و در بسیاری موارد توسط خانمهای جوان رقصیده میشود. ساختار حرکات رقص شکل و حرکات تعریف شده و معینی ندارد و هر کس به نسبت استعداد خود میرقصد ولی کاراکتر حرکات همه اجرا کنندگان یکسان است.
💡 به هر حال وقتی این رقص قدیمی در گنجه رقصیده میشد کاراکتر کمیک آن دلیلی بر این فرضیه بود. در نخجوان و شاه بوز نحوه اجرای آن چندان کمیک نیست. در این منطقه معمولاً افراد مسن این رقص را ایفا میکنند. حرکات رقص وسیع، و به شکل پرشی است.
💡 این رقص که در گنجه آفریده شدهاست رقصی است باسرعت متوسط و مشخصه آن چابکی و سرعت آن است. معمولاً توسط دختران رقصیده میشود. حین رقص دستگاه مقامی نیز اجرا میشود و مجری رقص در جا با حرکت ظریف و روان دستها آن را اجرا میکند.
💡 پاپاق نام کلاهی است که فقط پیرمردها استفاده میکردند. رقص نیز منحصر به آنها است. این رقص توسط پیرها، افراد مسن و زنان رقصیده میشود. سرعت رقص خیلی آهستهاست. حرکات ریتمیک و کمی به نحو مبالغهآمیز است.