رضوانی

لغت نامه دهخدا

رضوانی. [ رِض ْ ] ( ص نسبی ) بهشتی و منسوب به بهشت. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

بهشتی و منسوب به بهشت

جمله سازی با رضوانی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بندگان تو همه حورند و می‌ماء معین تو چو رضوانی و دارالملک تو دارالسلام

💡 محصول اصلی این شرکت رضوانی بیست است که پروژه‌ای با سرمایه‌گذاری شخصی رضوانی است.

💡 منت ایزد را جهان چون روضه فردوس ساخت وین ملک قدر فلک قدرت بر رضوانی نشست

💡 اگر شیطان شود یارت دهد یزدانش رضوانی و گر رضوان شود خصمت دهد یزدانش شیطانی

💡 سعید رضوانی (متولد ۱۳۴۷) ادب‌پژوه و شاعر و مترجم ایرانی و استادیار گروه زبان و ادبیات آلمانی در دانشگاه شهید بهشتی است.

💡 ز تاب کوثر می ساقیان بزم جاهت را هزاران گل برخ چون لاله زار باغ رضوانی

جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
ارغوان یعنی چه؟
ارغوان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز