رشوه گرفتن

لغت نامه دهخدا

رشوه گرفتن. [ رِش ْ / رُش ْ وَ / وِ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) رشوت گرفتن. پاره گرفتن. ارتشاء. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به رشوت گرفتن شود.

فرهنگ فارسی

رشوت گرفتن. پاره گرفتن. ارتشائ

جمله سازی با رشوه گرفتن

💡 و در كافى به سند خود از سكونى از امام صادق (عليه السلام ) روايت كرده كه فرمود:سحت به معناى بهائى است كه كسى در برابر فروختن مردار و سگ و شراب بگيرد وهمچنين مهر زن زنا كار و رشوه گرفتن در برابر حكم و اجرتى كه كاهن و جادوگر مىگيرد سحت است.

💡 افشار در دهم اسفند ۱۳۱۰ در کابینه حاج مخبرالسلطنه هدایت به وزارت طرق و شوارع (راه) منصوب اما در تیر سال بعد کنار گذاشته شد. افشار از وزارت به حکومت اصفهان رفت و بیش از سه سال در آنجا بود تا در اواخر سال ۱۳۱۴ به تهران احضار و به اتهام رشوه گرفتن بازداشت و محاکمه شد.