ربز

لغت نامه دهخدا

ربز. [ رَ ]( ع مص ) زیرک گردیدن. ( آنندراج ). ربازة. ( منتهی الارب ). || آگنده گوشت و فربه شدن. ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

زیرک گردیدن یا آگنده گوشت و فربه شدن

جمله سازی با ربز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دربا گدای دست گهر بارت ازکرم پیشکف تو، ابر عرق ربز از حیا

💡 آنغمزهٔ خون ربز را سر ده بجان عاشقان الحق که نازت میرسد خوب و خوش زیباستی

💡 ساقی دوسه ساغر به کدو ربز، گدا را از پیر مغان جز طلب ارشاد ندارم

💡 پیش دونان چند ربزی آبروی احتیاج از جهان بردار باید دست اگر برداشتن

اسرار کردن یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
قرخ بلاغ یعنی چه؟
قرخ بلاغ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز