لغت نامه دهخدا
ذرورات. [ ذَ ] ( ع اِ ) ج ِ ذَرور. داروهای خشک سوده پراکندنی بر قروح و جراحات و چشم.
ذرورات. [ ذَ ] ( ع اِ ) ج ِ ذَرور. داروهای خشک سوده پراکندنی بر قروح و جراحات و چشم.
💡 باب دوازدهم: در ذکر مرهمها (داروهای زخم) و ذرورات (داروهای چشمی پودری که از حریر گذرانده باشند و مایتعلق بها.