لغت نامه دهخدا
دیدزن. [ زَ ] ( نف مرکب ) دیدزننده. آنکه قیمت و یا وزن و یا مخارج چیزی را تخمین کند. خارص. حازر. حراز. خراص. ( از یادداشت مؤلف ).
دیدزن. [ زَ ] ( نف مرکب ) دیدزننده. آنکه قیمت و یا وزن و یا مخارج چیزی را تخمین کند. خارص. حازر. حراز. خراص. ( از یادداشت مؤلف ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مهارت دیدزنی از روشهای تندخوانی است. دیدزنی نیازمند حرکت منظم و ریتمدار چشم بر صفحات است که امکان مرور مطالب را به صورت اجمالی و گسترده اما نه به صورت خیلی دقیق، بدهد. برای تمرین تندخوانی باید هدف فرد بیشتر آشنایی و عادت به حرکات چشم و جریانهای فکری باشد.
💡 برای شروع به تمرین روش دیدزنی باید نخست انگشتنشان دست چپ را در وسط و بالای صفحه گذاشته و آن را به پایین صفحه حرکت دهید و همزمان، حرکت سرانگشت را با چشم دنبال کنید. سپس با دست راست کتاب را در کمتر از یک ثانیه ورق بزنید. این تمرین باید به ترتیب در ریتمهای یک ثانیهای، دو ثانیهای، چهار ثانیهای، شش ثانیهای، ده ثانیهای، پانزده ثانیهای، و بیست ثانیهای انجام شود.