دید مرکزی

فرهنگستان زبان و ادب

{central vision, direct vision, foveal vision} [علوم پایۀ پزشکی، علوم تشریحی] دیدی که در آن محرک مستقیماً در راستای لکۀ زرد شبکیه قرار می گیرد

ویکی واژه

دیدی که در آن محرک مستقیماً در راستای لکۀ زرد شبکیه قرار می‌گیرد.

جمله سازی با دید مرکزی

💡 علت دقیق این بیماری هنوز شناخته نشده‌است. نوع خشک ممکن است بر اثر پیر و نازک شدن بافت ماکولا، رسوب رنگدانه‌ها در ماکولا، یا ترکیبی از این دو ایجاد شود. در نوع تَر عروق خونی جدید در زیر شبکیه رشد کرده و خون و مایع از آن‌ها نشت می‌کند. این نشت سبب مرگ سلول‌های شبکیه شده و باعث ایجاد نقاط کور در دید مرکزی می‌شود.

💡 یافته‌های تجربی اصلی او این بود که فقط در «خط دید»، محور نوری که به گوده ختم می‌شود، دید مشخص و واضحی وجود دارد. با اینکه وی این عبارت‌ها را به معنای واقعی کلمه به کار نمی‌برد، او در واقع پدر تمایز مدرن بین دید مرکزی (جایی که مشاهده گر روی شی مورد نظر تثبیت می‌کند) و دید محیطی است. با این حال، لئوناردو نمی‌دانست که شبکیه لایه حساس به نور است و هنوز اعتقاد داشت که عدسی اندام بینایی می‌باشد.

💡 از دست دادن دید مرکزی عمیقاً عملکرد بینایی را تحت تأثیر قرار می‌دهد. برای مثال خواندن و مطالعه بدون دید مرکزی بسیار دشوار است. دیدن تصاویر که در مرکز آن ها لکه‌های سیاه دیده می‌شود.

💡 در دژنرسانس ماکولا دید مرکزی مختل شده و بیمار در مرکز دید خود لکه‌ای سیاه می‌بیند.