دور افکنی

لغت نامه دهخدا

دورافکنی. [ اَ ک َ ] ( حامص مرکب ) عمل و حالت دورافکن. عمل دور افگندن. عمل دور انداختن و طرح و طرد کردن. ( یادداشت مؤلف ). عمل راندن و دور کردن. || عمل پرتاب کردن به فاصله بعید. مفلاء؛ قسمی تیر که بدان دورافکنی و بلندافکنی آموختندی. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

عمل و حالت دور افکن.

جمله سازی با دور افکنی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گاه نزدیک خودم خانی گهی دور افکنی زین قبول ورد مرا در اضطراب انداختی

💡 گرم دور افکنی در بوسم از دور و گر بنوازیَم نُورٌ علی نور

آشفته یعنی چه؟
آشفته یعنی چه؟
قورساق یعنی چه؟
قورساق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز