دو روزی

لغت نامه دهخدا

دوروزی. [ دُ ] ( ص نسبی ) دوروزه. منسوب به دوروز. || کنایه است از صحت و تندرستی. ( آنندراج ) ( از لغت شوشتر ) ( جهانگیری ) ( برهان ):
همی خواهم از داور کردگار
دوروزی ده پاک پروردگار.فردوسی.دوروزی و درستی مرترا باد
مباد از بخت بر جان تو بیداد.( ویس و رامین ).|| کنایه است از کار بی قوام و بقا. ( از آنندراج ). رجوع به دوروزه شود.

فرهنگ فارسی

دو روزه منسوب به دو روز.

جمله سازی با دو روزی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 با عقل همی بودم و خوش بود دو روزی عشق آمد و از صحبت او خوبتر آمد

💡 الفت دل با دم هستی دو روزی بیش نیست انتظار شیشه اینجا طاق نسیان می‌برد

💡 آب و رنگ صورت ظاهر دو روزی بیش نیست حسن اخلاق جمیل از روی زیبا بهترست

💡 صحبت اوراق گل با هم دو روزی بیش نیست الفت نازک مزاجان زود گردد بر طرف

💡 دو روزی اندر این بیغوله باشیم دمی شادان دمی بیغوله باشیم

حصار یعنی چه؟
حصار یعنی چه؟
اونلی فنز یعنی چه؟
اونلی فنز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز