دهان سوز

لغت نامه دهخدا

دهان سوز. [ دَ ] ( نف مرکب ) دهن سوز. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به دهن سوز شود.

فرهنگ فارسی

دهن سوز.

جمله سازی با دهان سوز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 رو غم آن ماه رو مخور که ندارد هر دهنی تاب آن طعام دهان سوز

💡 به دیگ گرم رسیدی گهی دهان سوزی گهی سیاه‌کنی جامه و لب و دستار

💡 معاون تحقيقات و فناوري وزارت بهداشت در گفت و گو با خبرنگار علمي ايرنا بر نوشيدن چاي كم رنگ، ولرم وحداكثر سه بار در روز تاكيد كرد و گفت: خوردن چاي داغ و دهان سوز، احتمال ابتلا به سرطان معده و مري را به شدت افزايش مي دهد.

دودول یعنی چه؟
دودول یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز