لغت نامه دهخدا
دعاخوانده. [ دُ خوا / خا دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) آنچه بر آن دعا خوانده اند: نقل یا غذای دعاخوانده؛ که آیات و کلماتی که عنوان دعا دارد خوانده و بر آن دمیده اند.
دعاخوانده. [ دُ خوا / خا دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) آنچه بر آن دعا خوانده اند: نقل یا غذای دعاخوانده؛ که آیات و کلماتی که عنوان دعا دارد خوانده و بر آن دمیده اند.
آنچه بر آن دعا خوانده اند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زيرا هركس اين را بگويد، پيش از آنكه از انتقال كه در آن دعا خوانده، حاجت او را برآوردهمى نمايم.
💡 فرزدان دریاچه ای است که نام آن در اوستا، ضمن اشاره به جنگ گشتاسب با دو تن از دشمنانش، ذکر شده. گشتاسب برای پیروزی خود در جنگ، در برابر این دریاچه دعا خواندهاست و بهنظر میآید که این دریاچه مطابق با دریاچه هامون مقدس در سیستان بوده و دعا در برابر آن مستجاب میشدهاست.
💡 نعمت الله به دعا خوانده ز آناء اللیل که دلش بستهٔ گیسو و رخش سوی تو باد