دشوار یافت
مترادفها
کمیاب، نایاب
متضادها
آسان یافت
لغت نامه دهخدا
دشواریافت. [ دُش ْ وارْ ] ( ن مف مرکب ) عزیز. دشواریاب. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).
فرهنگ فارسی
عزیز. دشوار یاب.
جمله سازی با دشوار یافت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 او زمانی سردبیر یکی از روزنامههای اصلاحطلب عربستان به نام الوطن بود و از او به عنوان روزنامهنگار نزدیک به محافل قدرت در ریاض و مشاور دولت عربستان یاد میشد اما با قدرتگیری محمد بن سلمان، ستاره اقبال او افول کرد و سرانجام حتی ماندن در کشور را دشوار یافت.
💡 چنین به نظر میآمد که بحران برطرف شدهاست. جادهها گشوده شد و تحریم اقتصادی پایان پذیرفت. سلطانوف مسئله خلع سلاح را نیز که بر اساس مواد توافقنامه نمیتوانست مطرح کند، به نحو دیگری دنبال کرد؛ وی با خریداری اسلحه و مهمات موجود به بهایی بالاتر از حد معمول پرداخت. بهایی که یک روستایی ارمنی برای یک قبضه تفنگ دریافت میداشت، میتوانست مخارج خانوادهای را برای چندین هفته تأمین کند. کمیته دفاع شورای قره باغ مقابله با این ترفند سلطانوف را به نحو فزایندهای دشوار یافت.