دشمن زاده

لغت نامه دهخدا

دشمن زاده. [ دُ م َ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب / ص مرکب ) زاده دشمن و زاده خصم. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

زاده دشمن و زاده خصم

جمله سازی با دشمن زاده

💡 پس تقلكرده حكايت آمدن مروان و فلانه را با جماعتى بسيار در وقت حركت داده جنازه و آنكهفلانه كمان از مروان بخواست و تير بجنازه امام انداخت و گفت دشمن زاده مرا از خانه منبيرون كنيد.