دسائس

مترادف‌ها

دسیسه، توطئه، حیله

لغت نامه دهخدا

دسائس. [ دَ ءِ ] ( ع اِ ) دسایس. ج ِ دسیسة. ( از اقرب الموارد ). رجوع به دسیسة و دسایس شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) جمع دسیسه. ۱ - فریبها دستانها. ۲ - پنهانکاریها.
دسایس جمع دسیسه

جمله سازی با دسائس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 چه فتنه و فسادى از اين بالاتر كه خطوط پيروزى شما محو مى گردد و دسائس دشمناندر جامعه شما كارگر مى شود، و نقشه هاى شوم آنها در راه برانداختن آئين حق و عدالت ازنو جان مى گيرد.

💡 و كوتاه سخن آنكه نه تنها باطل در قرآن راه نمى يابد، بلكه بوسيله قرآن باطلهائىكه ممكن است اجانب در بين مسلمانان نشر دهند دفع ميشود، پس قرآن خودش از ساحت حق دفاعنموده، و بطلان دسائس را روشن مى كند و شبهه آنرا از دلهاى زنده مى برد، همچنانكه ازاعيان و عالم خارج از بين مى برد.

💡 بيانات امام خمينى در مورد لزوم اتحاد قواى مسلمين درمقابل دسائس استعمارگرى

💡 سیاستمداران در پشت صحنه اتاق‌های بسته، با رشته‌های پیچیده دسائس و توطئه‌های مختلف، سعی در تغییر موازنه قدرت و کنترل افکار عمومی دارند.

💡 داستان‌های تاریخی پر از دسائس و خیانت‌هایی است که در میان پادشاهان و درباریان رخ داده و مسیر تاریخ ملل را به کلی تغییر داده است.

💡 او متوجه شد که در پشت آن همکاری‌های دوستانه، دسائس پنهانی جریان دارد که هدف اصلی آن‌ها از بین بردن اعتبار و شهرت اوست.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران