درگور. [ دَ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان خمیر بخش مرکزی شهرستان بندرعباس واقع در 46 هزارگزی باختر بندرعباس و دو هزارگزی جنوب راه مالرو خمیر به بندرعباس با 869 تن سکنه. آب آن از چاه و باران و راه آن مالرو است. مزرعه حمزه محمدشاهی جزء این ده است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
درگور. [ دَ ] ( اِخ ) درگیر. دهی است از دهستان ایسین بخش مرکزی شهرستان بندرعباس واقع در 40 هزارگزی شمال باختری بندرعباس و 5 هزارگزی شمال راه فرعی لار - بندرعباس، با 405 تن سکنه. آب آن از چاه و راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
درگور. [ دَ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان رودان بخش میناب شهرستان بندرعباس واقع در 65 هزارگزی شمال خاوری میناب و سر راه مالرو کهنوج به رودان. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
ده کوچکی است از دهستان رودان بخش میناب شهرستان بندر عباس واقع در ۶۵ هزار گزی شمال خاوری میناب و سر راه مالرو کهنوج به رودان
درگور، روستایی در دهستان خمیر بخش مرکزی شهرستان خمیر در استان هرمزگان ایران است. این روستا، مرکز دهستان خمیر است.
بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵، جمعیت این روستا برابر با ۱٬۵۵۵ نفر ( ۴۴۸ خانوار ) بوده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هیچکس را دیدی آخر در جهان که رود درگور او را زنده جان
💡 کاشکی پیشتر از دیدن تو کور شدم کاشکی زنده زاحوال تو درگور شدم
💡 شب و روزی عجب در ره فتاده گهی درگور و گه درچه فتاده
💡 نمیبینم ترا آن مردی و زور که بر گردون شوی نا رفته درگور
💡 زنده درگور سکوتم من، مگر زین بیشتر روزگار مردهپرور خوار نشمارد مرا