لغت نامه دهخدا
درزگیری. [ دَ ] ( حامص مرکب )درز گرفتن. مربوط کردن و کمال وصل کردن دو چیز را با هم. ( غیاث ) ( آنندراج ). و رجوع به درز گرفتن شود.
درزگیری. [ دَ ] ( حامص مرکب )درز گرفتن. مربوط کردن و کمال وصل کردن دو چیز را با هم. ( غیاث ) ( آنندراج ). و رجوع به درز گرفتن شود.
{sealing} [علوم و فنّاوری غذا] بستن تمام شکاف ها و منافذ ظرف به نحوی که هیچ ارتباطی میان محتوی ظرف و محیط خارج وجود نداشته باشد
💡 برای راحتی دمای حمام بین ۲۲ تا ۲۴ درجهٔ سانتیگراد خوب است. دمای ۲۰ درجهٔ سلسیوس برای توالتهای داخل منازل مناسب است. این دما نسبت به دمای توالتها در ساختمانهای اداری که بین ۱۵ تا ۱۷ درجهٔ سلسیوس است، بسیار بالاتر است. همهٔ مناطق حمام بهدلیل رطوبت بالا در این مناطق باید بهخوبی درزگیری شوند.
💡 این نمک به دلیل کارایی بهتر و ارزانتر بودن، در پوشش و درزگیری بتن برای جلوگیری از صدمه خوردن در برابر آب مورد استفاده قرار میگیرد.
💡 در صنعت مدارهای مجتمع، اغلب از این فرایند به عنوان بستهبندی یاد میشود. نامهای دیگر شامل مونتاژ افزاره نیمرسانا، مونتاژ، پوشینهدارسازی یا درزگیری است.
💡 آببند کردن درزها و مفصلها در برابر نشت در سازه و لولهکشیهای مختلف را دَرزبَندی یا درزگیری میگویند.
💡 این نوع تقویتها، نیازمند یک نظام فکری هستند، که در آن پنجرههایی با کارایی بالا، در جهت مناسب خود «تنظیم» شدهاند، واندازه و یکپارچگی سیستمهای مکانیکی و واحد بهبود تهویه با توجه به چگونگی دیوارها، درزگیری سقف و زیرزمین، رطوبت کنترل شده، انتخاب میشود.