دائر شدن

مترادف‌ها

چرخیدن، گردش کردن، دور زدن

لغت نامه دهخدا

دائر شدن. [ ءِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) مقابل بائر شدن. آباد و معمور گشتن. زیر کشت درآمدن ( زمین ). || رواج یافتن. از رکود برآمدن. برپا گردیدن. پادار گشتن: دائر شدن امر؛ قرار گرفتن آن.

فرهنگ فارسی

مقابل بائر شدن

جمله سازی با دائر شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در صورتى كه نخواهد در جلسه درس حضور يابد بايد هنگام دائر شدن درس، در خارجاز مدرسه بسر برد؛ زيرا در صورتى كه در مدرسه حضور داشته باشد و بدون داشتنعذر موجه با اهل مدرسه در درسشان اشتراك مساعى نكند و در جلسه درس آنها حضور بهمنرساند و با آنان همنشين نگردد، اين عدم مشاركت به عنوان اسائه ادب و تكبر نسبت بهاهل مدرسه و بى نياز وانمود ساختن خويش از فوائد تجمع وتشكل شاگردان و بى باكى و بى بند و بارى نسبت به جمع و گروه آنان تلقى مىشود.

💡 در سال ۱۳۶۸ در جلسات عمومی داستان‌خوانی سیروس طاهباز در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان شرکت کرد. در سال ۱۳۶۹ با دائر شدن کارگاه داستان‌نویسی گلشیری به جمع شاگردان گلشیری پیوست. آبکنار در سال‌های ۱۳۷۷ و ۱۳۷۹ به دعوت گلشیری عضو هیئت تحریریه ماهنامه کارنامه بود.

💡 در سیستم‌های پیچیده مهندسی، ایجاد یک چرخه دائر شدن مداوم برای جریان مواد اولیه اهمیت بسیار زیادی در حفظ پایداری تولید دارد.

💡 تحلیلگران معتقدند که روند دائر شدن چرخه‌های اقتصادی در طول زمان، همواره با بحران‌ها و فرصت‌های جدیدی برای توسعه همراه بوده است.

💡 در برخی از نظریات علمی، دائر شدن حرکت ذرات در سطح میکروسکوپی، عامل اصلی ایجاد پایداری در ساختار مواد جامد محسوب می‌شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران