خوش گداز

لغت نامه دهخدا

خوش گداز. [ خوَش ْ / خُش ْ گ ُ ] ( نف مرکب )آنکه به سهولت گدازد. ( یادداشت مؤلف ):
در دست فراق زرگر تو
چون نقره خوش گداز گشتم.سیدحسن غزنوی.

فرهنگ فارسی

آنکه بسهولت گدازد

جمله سازی با خوش گداز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آراست فراق زرگر تو چون نقره خوش گداز گشتم

💡 وام‌داران گرد او بنشسته جمع شیخ بر خود خوش گدازان همچو شمع

فوت جاب یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
شهرت یعنی چه؟
شهرت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز