خوش چهره
خوشچهره صفتی است که در زبان فارسی برای توصیف زیبایی ظاهری و نیکویی صورت به کار میرود. این واژه ترکیبی است از خوش به معنای نیکو، پسندیده و مطبوع، و چهره به معنای روی و صورت. بنابراین، مفهوم بنیادین آن، دارا بودن چهرهای است که از نظر زیباییشناختی و ظاهری، پسندیده و دلنشین باشد. این توصیف فراتر از صرفاً یک ویژگی فیزیکی است و حسی از طراوت، سلامت و جذابیت ذاتی را نیز در بر میگیرد که موجب خشنودی بیننده میشود.
خوشچهره نه تنها به معنای زیبا و خوشصورت بودن است، بلکه بار فرهنگی و زیباییشناختی عمیقی را حمل میکند که آن را از صفاتی مانند زیبا یا خوبرو متمایز میسازد. این صفت، بر ویژگی بارز و چشمگیر بودن چهره تأکید دارد؛ چهرهای که به دلیل تناسب اجزا، روشنی و جذابیت، نظر هر بینندهای را به خود جلب کرده و تصویری مثبت و دلپذیر از فرد در ذهن متبادر میسازد. دقت در نگارش صحیح با نیمفاصله، پایبندی به زبان معیار و غنای بیان را تضمین مینماید.
مترادفها
زیباروی، زیبا، خوشقیافه، قشنگ، خوشروی
متضادها
زشت، بدچهره
لغت نامه دهخدا
خوش چهره. [ خوَش ْ / خُش ْچ ِ رَ / رِ ] ( ص مرکب ) خوش صورت. زیباروی. خوبروی.
فرهنگ فارسی
خوش صورت زیباروی
فرهنگ اسم ها
اسم: خوش چهره (دختر) (فارسی) (تلفظ: khoš čehre) (فارسی: خوشچهره) (انگلیسی: khosh chehre)
معنی: زیبا، خوب روی، خوش صورت، دارای چهره ی زیبا و قشنگ
جمله سازی با خوش چهره
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یامان پسری باهوش، خوش چهره و ساده از بچه محلههای پایینشهر استانبول به نام توزودره است.