خوش نوائی

لغت نامه دهخدا

خوش نوائی. [ خوَش ْ / خُش ْ ن َ ] ( حامص مرکب ) خوش آوازی. خوش آهنگی. خوش صدائی.

فرهنگ فارسی

خوش آوازی خوش آهنگی

جمله سازی با خوش نوائی

💡 بینوایان خوش نوائی یافتند بینوا شو گر همی خوانی نوا

💡 خلعتی خوش خدا به ما بخشید خوش نوائی به بینوا بخشید

💡 نعمت الله به ما عطا فرمود خوش نوائی به بینوا بخشید

💡 نعمت الله خدا به ما بخشید خوش نوائی به بینوا بخشید

💡 از پس پرده خوش نوائی ساخت چنگ را بر همان نوا بنواخت

💡 می میخانه را به ما پیمود خوش نوائی به بینوا بخشید