خوش نسیم

لغت نامه دهخدا

خوش نسیم. [ خوَش ْ / خُش ْ ن َ ] ( ص مرکب ) خوش باد. خوش رایحه. با نسیم فرح بخش. با رایحه نیکو:
اگرچه مشک اذفر خوش نسیم است
دم جان بخش چون بویت ندارد.خواجه عبداﷲ انصاری.ای گل خوش نسیم من بلبل خویش را مسوز
کز سر صدق می کند شب همه شب دعای تو.حافظ.شیراز و آب رکنی و این باد خوش نسیم
عیبش مکن که خال رخ هفت کشور است.حافظ.

فرهنگ فارسی

خوش باد خوش رایحه

جمله سازی با خوش نسیم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آن خوش نسیم کرد چو آهنگ بازگشت باز آمدم به خویش از آن سکر دلگشا

💡 روز نرمی همچو سوسن خوش نسیم وقت تندی همچو توسن بد لگام

💡 بود ز فکرم چمنی خوش نسیم لیک شد از تیشه غم نیم نیم

💡 ای صبای خوش نسیم آخر بدم باد سردی بر من و گرمی ببر

💡 مشام محمد به ما داد صله کشیم از یمن خوش نسیم خدایی

💡 ایگل خوش نسیم من رفتی و بلبل ترا گریه شب بحال خود آه سحر هم آنچنان

ارور یعنی چه؟
ارور یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز