خوش سابقه

لغت نامه دهخدا

خوش سابقه. [ خوَش ْ / خُش ْ ب ِ ق َ / ق ِ ] ( ص مرکب ) آنکه سابقه خوب دارد. مقابل بدسابقه. با پیشینه خوب. خوشنام در زندگی گذشته خود.

فرهنگ فارسی

آنکه سابقه خوب دارد مقابل بد سابقه

جمله سازی با خوش سابقه

💡 2- سؤ الات و مشكلات خود را از افراد خوش سابقه و صدّيق بپرسيد. ( ايّهاالصديق اءفتنا )

💡 ممكن است گفته شود كه ابراهيم از اين نظر آدم خوش سابقه اى بود چرا كه در همين سنپيرى فرزندش اسماعيل متولد شده بود، و با توجه به آن نبايد ديگر در مورد مولودجديد يعنى اسحاق تعجب كند، ولى بايد دانست كه اولا در ميان تولداسماعيل و اسحاق به گفته بعضى از مفسران بيش از دهسال فاصله بود و با گذشتن ده سال آن هم در سن بالا،احتمال تولد فرزند بسيار كاهش مييابد، ثانيا وقوع يك مورد بر خلاف موازين عادى كهممكن است جنبه استثنائى داشته