خوش بودن

مترادف‌ها

شاد بودن، سرحال بودن، خرسند بودن

متضادها

غمگین بودن، ناخوش بودن

لغت نامه دهخدا

خوش بودن. [ خوَش ْ / خُش ْ دَ ] ( مص مرکب ) راحت و آسوده بودن. آسایش داشتن. ( ناظم الاطباء ). شادمان بودن. شادان بودن. ( یادداشت مؤلف ):
حافظا می خور و رندی کن و خوش باش ولی
دام تزویر مکن چون دگران قرآن را.حافظ. || صحیح بودن. نکو بودن. درست بودن. موافق بودن:
خوش نبود با نظر مهتران
بودن او جز کف خنیاگران.نظامی.|| سالم بودن. تندرست بودن. تندرستی داشتن. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

راحت و آسوده بودن آسایش داشتن

جمله سازی با خوش بودن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 244- يعنى: هر گاه معده به علت پرخوريها فر افتد و منحرف و دردمند شود،درست و خوش بودن همه وسايل زندگى، بى فايده است.

💡 شیخ گفت داوری کافریست و از غیر دیدن شرکست و خوش بودن فریضه است.

💡 کار «نظیری» در رضا غم خوردن و خوش بودن است دارم می مردآزما خوش باد شیخ و شاب را

💡 گفتی: «خوش باش» چون مرا دست دهد با این همه سگ در اندرون خوش بودن

💡 بر خاکِ درت پای در آتش بودن خوشتر بودم کز دگری خوش بودن

💡 امیدوارم که شما و خانواده عزیزتان در این روزهای تعطیل، همیشه در سلامت کامل و با حال بسیار خوش بودن باشید.

💡 هدف اصلی هر والدینی این است که فرزندان خود را در محیطی امن و پر از شادی بزرگ کنند تا همیشه خوش بودن را تجربه کنند.

💡 با وجود تمام مشکلات و سختی‌هایی که در زندگی وجود دارد، او تلاش می‌کند تا همیشه با لبخند و خوش بودن پیش برود.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران