لغت نامه دهخدا
خوستار. [ خوَس ْ / خُس ْ ] ( ص ) خواستار. خواستگار. خواهنده. طلب کننده. ( ناظم الاطباء ).
خوستار. [ خوَس ْ / خُس ْ ] ( ص ) خواستار. خواستگار. خواهنده. طلب کننده. ( ناظم الاطباء ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دیدهبان حقوق بشر، از کشتهشدن، سرکوب و بازداشت معترضان در ایران، ابراز نگرانی شدید کرده و خوستار آزادی فوری بازداشتشدگان شدهاست.
💡 چه دیدش بشد شاد دل شهریار ز شادی بشد باده را خوستار
💡 دانا مرا بجست و من او را بخواستم من خوستار او شدم او خواستار من
💡 کنون شد سپهبد ورا خوستار بمن کی گزارد ورا شهریار