لغت نامه دهخدا
خوروران. [ خوَرْ / خُرْ وَ] ( اِ مرکب ) مغرب. خوربران. ( یادداشت بخط مؤلف ).
خوروران. [ خوَرْ / خُرْ وَ] ( اِ مرکب ) مغرب. خوربران. ( یادداشت بخط مؤلف ).
مغرب خوربران
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ۴-ایالت خوروران که ۴۸ ناحیه در امتداد رودخانه فرات داشت و حاکم آن را سپهبد مغرب مینامیدند (تاریخ یعقوبی ص ۲۱.