لغت نامه دهخدا
خربد. [ خ َ رَ ب ِ ] ( ع اِ ) شیر خفته. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ). || ( ص ) ترش و سطبر. ( منتهی الارب ) ( از لسان العرب ).
خربد. [ خ َ رَ ب ِ ] ( ع اِ ) شیر خفته. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ). || ( ص ) ترش و سطبر. ( منتهی الارب ) ( از لسان العرب ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دیوار برای خربد و فروش وسایل در ایران به کار میرود