لغت نامه دهخدا
خدیوپرست. [ خ ِ / خ َ ی ْ وْ پ َ رَ ] ( نف مرکب ) پرستنده خدیو. پرستش کننده خدیو:
بی خردوار اگر شدند ز دست
بخروشان کنم خدیوپرست.نظامی.
خدیوپرست. [ خ ِ / خ َ ی ْ وْ پ َ رَ ] ( نف مرکب ) پرستنده خدیو. پرستش کننده خدیو:
بی خردوار اگر شدند ز دست
بخروشان کنم خدیوپرست.نظامی.
پرستنده خدیو پرستش کننده خدیو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بیخردوار اگر شدند ز دست به خردشان کنم خدیو پرست