خبط عشواء

لغت نامه دهخدا

خبط عشواء. [ خ َ طِ ع َ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) آن شتری است که ضعفی در بصر و چشم خود دارد و خود را بهنگام رفتن نمیتواند حفظ کند. ( از متن اللغة ). || کنایه از خبط و انحراف از روش بنظام و مستقیم است، یقال: هو یخبط خبط عشواء؛ یعنی او کار بر نظام نمیکند: و از احوال گذشته اکاذیب اعاجیب مینمودی و از ناآمده اخبار مغیبات گفتی همه خبط عشواء. ( جهانگشای جوینی ).

جمله سازی با خبط عشواء

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و در تخطئه صاحبان آن تفسير خوب از عهده برآمده، ولى خودش در بيان معناى تشبيهىكه در آيه شده خطا رفته، مى گويد آنچه ابن عطيه گفته، در جاى خود مطلبى روشناست براى اينكه رباخواران كسانى هستند كهمال دنيا آنها را فريفته و خود باخته شان كرده، به حدى كهمال را مى پرستند، و در جمع آورى آن جان مى كند، ومال را هدف مى دانند نه وسيله، و براى به دست آوردن آن تمامى كسب و كارهاى معمولى رارها كرده و از راه غير طبيعى كسب مى كنند، و دلهايشان از آن حالت اعتدالى كه بيشتر مردمدارند خارج شده، اين بى اعتدالى از همه حركات و معاملاتشان كاملا هويدا است (همچنانكهاين دلدادگى در حركات معتادين به عمل قمار كاملا به چشم مى خورد و مى بينى كه دركار خود آنقدر نشاط دارند و آنقدر غرق در كار خويشند كه توجه ندارند چگونه دچار سبكسرى و سفاهت شده و حركات غير منظمى انجام مى دهند) كه همين حركات نامنظم و ديوانهوار وجه تشبيه رباخوار به ديوانگان است، چون كلمه (تخبط) از ماده (خبط) است،كه عبارت است از نوعى نامنظم بودن، مانند خبط عشواء (شتر كور) اين بود گفتار صاحبالمنار در معناى تشبيهى كه در آيه شريفه آمده است.