خاک پرست

لغت نامه دهخدا

خاک پرست. [ پ َ رَ ] ( نف مرکب ) پرستنده خاک.کنایه از کسی است که دوستدار امر بیمقدار است. آنکه دل به هیچ بندد. آنکه دل بر جهان بندد:
دلا جهان همه باد است و خلق خاک پرست
نه آتشم که فروزی بباد رخسارم.خاقانی.که ز نامحرمان خاک پرست
می نماید که شخصی اینجا هست.نظامی.

فرهنگ فارسی

پرستنده خاک کنایه از کسی است که دوستدار امر بیمقدار است.

جمله سازی با خاک پرست

💡 ای شمس سرت میل به پستی دارد چشمت هوس خاک پرستی دارد

💡 دلا جهان همه باد است و خلق خاک پرست نه آتشم که فروزی به باد رخسارم