خاک خوار

لغت نامه دهخدا

خاک خوار. [ خوا / خا ] ( نف مرکب ) خورنده خاک. کنایه از کسی است که نظر بدنیا کند. نظرکننده بامور پست:
نمی بینی کز آن آچار اگر خاکی تهی ماند
ترا ای خاک خوار آن خاک بی آچار نگوارد.ناصرخسرو.خاک خوار است رستنی زآنست
کایستاده چنین نگونسار است.ناصرخسرو.مار است خاک خوار پس او بادزان خورد
کز خوان عید نیست غذای مقررش.خاقانی.

جمله سازی با خاک خوار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 همی پذیرد منت چو می کند بخشش به چشم هر کس زر همچو خاک خوار کند

💡 خاک خوار است رستنی، زان است کایستاده چنین نگونسار است

💡 خورشید دولتیّ و بفّر تو زر شود گر فی المثل بری بسوی خاک خوار دست

💡 پری دخت افتاد بر خاک خوار دگر ره ز جا جست همچون شرار

💡 تو بر سریر رفعت و اعدا چو خاک پست تو در مقام عزت و حاسد چو خاک خوار

حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز