لغت نامه دهخدا
( حق التولیة ) حق التولیة. [ ح َق ْ قُت ْ ت َ ی َ] ( ع اِ مرکب ) مالی که بمتولی وقفی یا مزار امام یاامام زاده ای دهند برای تولیت امور آن وقف یا مزار.
( حق التولیة ) حق التولیة. [ ح َق ْ قُت ْ ت َ ی َ] ( ع اِ مرکب ) مالی که بمتولی وقفی یا مزار امام یاامام زاده ای دهند برای تولیت امور آن وقف یا مزار.
مبلغی که متولی موقوفهای از درآمد آن برداشت می کند.
( اسم ) ۱- حقی که بمتولی املاک موقوفه و یا زیارتگاه تعلق می گیرد. ۲- وجهی که صدر و قورچی باشی در عهد صفویه میگرفته اند.
مالی که به متولی وقفی یا مزار امام یا امام زاده دهند برای تولیت امور آن وقف یا مزار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دو قطعه زمین با دو میهمانخانه که اعیان ان دو با قرارداد اجاره به افرادی واگذار شده بود تا پس از ۱۵ سال بلاعوض در اختیار مدرسه قرار گیرد. دو باب منزل که بعداً به صورت مسافرخانه به اجاره واگذار شده بود و ۲۷ باب دکان در اطراف مدرسه. درآمد موقوفات بر اساس وقفنامه پس از کسر مخارج تعمیرات بدین ترتیب مصرف میشدهاست: ۰٫۱ به عنوان حق التولیه و ۰٫۳ برای خیرات (مرثیه خوانی و اطعام فقرای اثنی عشری به اختیار متولی) و ۰٫۶ برای روشنائی و نظافت و حقوق طلاب و خادم