لغت نامه دهخدا
حرز جواد. [ ح ِ زِ ج َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) حرزی منسوب به حضرت جواد امام محمد تقی ( ع ).
- حرز جواد خود کردن؛ دائم با خود داشتن.
- حرز جواد کسی بودن؛ پیوسته با او بودن. هیچگاه از وی جدا نشدن.
حرز جواد. [ ح ِ زِ ج َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) حرزی منسوب به حضرت جواد امام محمد تقی ( ع ).
- حرز جواد خود کردن؛ دائم با خود داشتن.
- حرز جواد کسی بودن؛ پیوسته با او بودن. هیچگاه از وی جدا نشدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عرشست اولین قدم از اوج پایهاش حرز جواد ما خلق الله سایهاش
💡 یارب به جود عام محمد که کردهاند تعویذ جان ز حرز جواد وی انبیا
💡 دست گیری اهل همت را نباشد جز کرم مرد را حرز جوادی قوت بازو بس است