جنبل

لغت نامه دهخدا

جنبل.[ جُم ْ ب ُ ] ( ع اِ ) قدح چوبین. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). قدح چوبین ضخیم. ( اقرب الموارد ). پیاله زفت.

فرهنگ فارسی

قدح چوبین قدح چوبین

جمله سازی با جنبل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کدام جنبل و جادو نماید آن آثار که آید از قلم و رأی مرد با فرهنگ

💡 چو شه به دامن جادو و جنبل آرد چنگ همی‌گریزد از او مردمی به صد فرسنگ

💡 دکتر ویلسن از بیمارستان دانشگاه سلطنتی ساسکاتون نیز در اعتراض به انتشار این مطالب می‌گوید: «رفتار دکتر هیلمن نشانه بی‌احترامی به همکاران روان‌شناس و تحقیر آنان در افکار عمومی است.» ویلسن ادامه می‌دهد: «دکتر هیلمن در مصاحبه‌اش تکنیک‌های روان‌شناسی را مثل جادو و جنبل شعبده‌بازان در بخار و آینه ارائه کرده‌است.»

💡 ((عبدالرحمان بن جنبل جمحى، درباره پرخورى يكى از فرزندان بنى اميه يعنى مروان،هنگامى كه آفريقا فتح گرديد و غنايم از آنجا به مركز خلافت آورده شد، به عثمان چنينگفت: خمس سرزمينهاى مفتوحه را به مروان دادى چه سعى و تلاش بيهوده اى كردى - يعنىبخششهاى تو براى خودت هيچ نتيجه اى ندارد))

اسکل یعنی چه؟
اسکل یعنی چه؟
دولو یعنی چه؟
دولو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز