جلبیب

لغت نامه دهخدا

جلبیب. [ ج ِ ] ( از ع، اِ ) مماله جلباب:
شب عشاق لیلةالقدر است
چون برون آوری سر از جلبیب.رودکی.رجوع به جلباب شود.

جمله سازی با جلبیب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 شب عاشقت لیله‌القدرست چون تو بیرون کنی رخ از جلبیب

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران