جزا دهنده
مترادفها
مکافاتکننده، مجازاتکننده، پاداشدهنده
متضادها
پاداش دهنده، بخشنده
لغت نامه دهخدا
جزادهنده. [ ج َ دَ هََ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) پاداش و کیفر دهنده. آنکه مزد یا کیفر عملی را بدهد. رجوع به جزا دادن شود.
فرهنگ فارسی
پاداش و کیفر دهنده آنکه مزد یا کیفر علمی را بدهد.
جمله سازی با جزا دهنده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 این اقدامات اگرچه ماهیت جزا دهنده و پیشگیرنده را دارند، اما در قلمرو مجازاتها قرار نمیگیرند. «قانون اقدامات تأمینی و تربیتی» (مصوب ۱۳۳۹) به این تدابیر پرداخته و آنها را «تدابیری که دادگاه برای جلوگیری از تکرار جرم (جنحه یا جنایت) دربارهٔ مجرمین خطرناک اتخاذ میکند.» تعریف کردهاست.
💡 لذا در پايان آيه مى فرمايد: (همين بس كه خداوند حافظاعمال بندگان و حسابگر و جزا دهنده آنها است ) (و كفى بالله حسيبا)