جاوید زیستن
مترادفها
ابدی زیستن، جاودانه ماندن
متضادها
فانی بودن، مرگ
لغت نامه دهخدا
جاوید زیستن. [ ت َ ] ( مص مرکب ) همیشه زیستن. دارای حیات ابدی بودن. باقی ماندن. همیشه بودن:
این همی گفت که احسنت و زه ای شاه زمین
وآن همی گفت که جاوید زی ای شاه زمان.فرخی.
فرهنگ فارسی
همیشه زیستن
جمله سازی با جاوید زیستن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ببین که با همه جاوید زیستن بزمانه خضر برد بجهان رشک روزگار محبت
💡 برخی از مکاتب فکری معتقدند که جاوید زیستن تنها در دنیای فیزیکی ممکن نیست، بلکه میتوان از طریق آثار هنری و علمی به نوعی بقای معنوی دست یافت.
💡 در داستانهای تخیلی و علمی-تخیلی، تکنولوژیهای پیشرفتهای تصور شدهاند که به انسانها اجازه میدهند با استفاده از انتقال آگاهی، به شکلی متفاوت به جاوید زیستن دست پیدا کنند.
💡 شاعر در اشعار خود، جاوید زیستن را با پیوند دادن نام انسان به طبیعت و عناصر جاودان جهان، به شکلی زیبا و شاعرانه برای خوانندگان به تصویر کشیده است.