جاودان کردن
مترادفها
ابدی کردن، مخلد کردن
متضادها
فانی کردن، نابود کردن، از بین بردن
لغت نامه دهخدا
جاودان کردن. [ وِ ک َ دَ ]( مص مرکب ) ابدی ساختن. تخلید. ( زمخشری ). تَأبید.
جمله سازی با جاودان کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 خدای جاودان ملک و بقای جاودان دادت ترا باید خداوندی و میری جاودان کردن
💡 به کیمیای اثر می توان درین عالم دو روزه هستی خود عمر جاودان کردن
💡 هدف اصلی هنرمندان در طول تاریخ، تلاش برای جاودان کردن زیباییهای طبیعت و احساسات انسانی در قالب آثار هنری بسیار ماندگار بوده است.
💡 تلاش برای جاودان کردن نام بزرگان در تاریخ، همواره یکی از انگیزههای اصلی ملتها برای ساخت بناهای عظیم و ماندگار بوده است.
💡 هنر واقعی همان توانایی جاودان کردن لحظات گذرا و تبدیل آنها به تجربهای است که هرگز از یاد نمیرود و در ذهن مخاطبان ماندگار میماند.