تیماری
تیماری در متون کهن فارسی دارای دو معنای متمایز و در عین حال مرتبط است که هر یک بازتابدهندهی بخشی از دیدگاه فرهنگی و اجتماعی پیشینیان میباشد. در کاربرد ادبی و عاطفی، این واژه به حالتِ روانیِ گرفتگی، اندوه و غمزدگی اشاره دارد، در نقطهی مقابلِ شادی و فرح. چنانکه در منظومهی ویس و رامین سروده شده است: «همه رنجی و تیماری سرآید / ز تخم صابری شادی برآید». این بیت بر این باور استوار است که از بذر شکیبایی، شادی میروید و دورانِ رنج و تیماری به سر میآید و نشاندهندهی نگرشی امیدوارانه به چرخهی طبیعتِ احوال انسانی است.
در معنایی اجتماعی و نهادی، به عنوان صفت نسبی، به شخصی اطلاق میشد که از جانب حکومت مأموریت داشت تا به امور کودکان یتیم، بیکسان و نیازمندان ناتوان رسیدگی و ایشان را یاری کند. چنین فردی را تیماردار یا تیمارخوار نیز میخواندند. این عنوان، همانگونه که در فرهنگهایی مانند انجمنآرا و آنندراج ثبت شده، نشاندهندهی وجود نهادهای مدنی و حکومتی برای حمایت از اقشار آسیبپذیر در جوامع تاریخی ایران است. بنابراین، تیماری از سویی بیانگر حالتی درونی از اندوه است و از سوی دیگر، نشانگر نقش و مسئولیتی اجتماعی برای زدودن همین اندوه از چهرهی جامعه. این دوگانگیِ معنایی، غنای زبان فارسی را در پیوند دادنِ عوالم درونی و وظایف بیرونی به نمایش میگذارد و عمق نگاه تمدنی آن را نمایان میسازد.
مترادفها
پرستاری، مراقبت، رسیدگی
متضادها
اهمال، غفلت، بیتوجهی
لغت نامه دهخدا
تیماری.( حامص ) گرفتگی. اندوهگینی. مقابل شادی:
همه رنجی و تیماری سرآید
ز تخم صابری شادی برآید.( ویس و رامین ).
تیماری. ( ص نسبی ) هر کس از جانب دولت به توجه اطفال یتیم و بی کس و اعانت مردمان عاجز باشد آن را تیماری گویند یا تیمارخوار. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ).
فرهنگ فارسی
هر کس از جانب دولت به توجه اطفال یتیم و بی کس و اعانت مردمان عاجز باشد آن را تیماری گویند یا تیمار خوار
جمله سازی با تیماری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یک نیمه ز عمر شد به هر تیماری تا داد فلک به آخرم دلداری
💡 مرا در عشق او کاری فتادست که هر مویی به تیماری فتادست