لغت نامه دهخدا
تنگ بهر. [ ت َ ب َ ]( ص مرکب ) کم نصیب. فقیر. بی چیز. کم نعمت:
نشان داد داننده از کار شهر
که شهریست این از جهان تنگ بهر.نظامی.رجوع به تنگ و دیگر ترکیبهای آن شود.
تنگ بهر. [ ت َ ب َ ]( ص مرکب ) کم نصیب. فقیر. بی چیز. کم نعمت:
نشان داد داننده از کار شهر
که شهریست این از جهان تنگ بهر.نظامی.رجوع به تنگ و دیگر ترکیبهای آن شود.
کم نصیب. فقیر.بی چیز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وسعت دل میدهم چون غنچه شبها تا سحر تا نباشد تنگ بهر غم، فضای سینهام
💡 نشان داد داننده از کار شهر که شهریست این از جهان تنگ بهر