تمهیدی

لغت نامه دهخدا

تمهیدی. [ ت َ ] ( ص نسبی ) مأخوذ از تازی، ابتدایی و متعلق به مقدمه. ( ناظم الاطباء ). رجوع به تمهید و دیگر ترکیبهای آن شود.

فرهنگ فارسی

مال الیه میلا و ممالا و ممیلا و تمیالا و میلا و میلوله. برگردیدن و خمیدن.

جمله سازی با تمهیدی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بسیاری در ژاپن این حمله را تمهیدی دفاعی در مقابل مجموعه طولانی اقدامات تحریک‌آمیز ایالات متحده که در حقیقت موجب آغاز مخاصمات شده بود، می‌دانستند.

💡 اودیسئوس پس از ده سال سرگردانی از تروا بازگشت و دریافت که اشراف ایتاکا اموال او را چپاول کرده، جویای ازدواج با همسر او پنلوپه هستند. پنلوپه در غیاب اودیسئوس با تمهیدی خواستاران خود را فریب داده و تدبیر چنین بود که گفته بود هر وقت کفنی را که برای اودیسئوس می‌دوخت، تمام شود، به ازدواج تن خواهد داد و هر شب، آنچه را بافته بود، می‌گشود.

💡 در این توافق‌نامه هیچ تمهیدی برای ایجاد ذخایر بیشتر در نظر گرفته نشده بود زیرا میزان تولیدات تازه طلا را کافی می‌پنداشتند. اگر عدم تعادل ساختاری اتفاق می‌افتاد انتظار می‌رفت که با راه حل‌های ملی بر طرف شود مثلاً ارزشِ ارز کشور تنظیم شود یا به طرق دیگری وضعیت رقابتی کشور بهبود یابد. با این حال ابزارهای صندوق بین‌المللی پول برای تشویق کشورها به رعایت راه حل‌های بین‌المللی محدود بود.

💡 سنجش‌های درجه‌بندی بر اساس مشاهداتی هستند که در آن افزایش متناسبی در پاسخ ثبت‌شده به دنبال افزایش غلظت یا دوز وجود دارد. پارامترهای به‌کاررفته در چنین زیست‌سنجی‌هایی بر پایهٔ طبیعت اثر ماده‌ای که انتظار می‌رود تولید شود است. به عنوان مثال: انقباض عضلهٔ صاف تمهیدی است برای سنجش هیستامین یا مطالعهٔ پاسخ فشار خون در مواجهه با آدرنالین.