تعند
متضادها
انعطاف، سازگاری
لغت نامه دهخدا
تعند. [ ت َ ع َن ْ ن ُ ] ( ع مص ) عناد کردن و ستیزه کردن. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ).
فرهنگ فارسی
عناد کردن و ستیزه کردن
جمله سازی با تعند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جانت بلا گداز و روانت بال نیاز امرت بلا تعند و عمرت بلا تعب