واژه «ترکانه» در زبان فارسی یک صفت مرکب است که ریشه آن به نسبت و ویژگیهای قوم ترک بازمیگردد و در متون کهن ادبی کاربرد گستردهای داشته است. در معنای نخست، این واژه به چیزی یا رفتاری اطلاق میشود که منسوب به ترکها باشد یا شباهت به شیوه و فرهنگ آنان داشته باشد. در این کاربرد، «ترکانه» صرفاً یک نسبت قومی یا فرهنگی را بیان میکند و جنبه توصیفی دارد. اما در معنای ادبی و استعاری، این واژه بار معنایی گستردهتری پیدا میکند و به نوعی رفتار، گفتار یا حرکت خاص اشاره دارد. در این معنا، «ترکانه» به رفتاری سریع، تند، قاطع و گاه همراه با خشونت یا بیپروایی گفته میشود. در متون شعر کلاسیک فارسی، این واژه برای توصیف حالتهایی به کار رفته که از لطافت و نرمی دور بوده و نوعی شدت و صلابت در آن دیده میشود. شاعران بزرگی مانند سنایی، خاقانی و نظامی از این واژه برای بیان کنشهای شدید یا رفتارهای ناگهانی استفاده کردهاند. در این کاربرد ادبی، «ترکانه» گاه به معنای بیپروایی در عشق، قاطعیت در رفتار یا شدت در واکنشهای انسانی نیز آمده است. بنابراین این واژه هم میتواند معنای نسبی و قومی داشته باشد و هم معنای سبکشناختی و ادبی مرتبط با شدت و تندی رفتار را منتقل کند.
ترکانه
لغت نامه دهخدا
ترکانه. [ ت ُ ن َ / ن ِ ] ( ص مرکب ) منسوب به ترک. || ترک و مانند ترک. ( ناظم الاطباء ):
پیچیده یکی لاکی میراند بسر در
بربسته یکی گزلک ترکانه کمر بر.سوزنی.بر شکن کاکل ترکانه که درطالع تست
بخشش وکوشش خاقانی و چنگزخانی.حافظ ( دیوان چ قزوینی ص 333 ). || سریع و تند و خشونت آمیز و بیرحمانه و خلاف ادب. خارج از لطافت:
ترکانه یکی آتش از لطف برافروز
در بنگه ما زن نه گنه مان نه گنهکار.سنائی.خون خوری ترکانه کاین از دوستی است
خون مخور ترکی مکن تازان مشو.خاقانی.خرگاه عیش درشکنید و به تف آه
ترکانه آتش از در خرگه برآورید. خاقانی.نان ترکان مخور و بر سر خوان
به ادب نان خور و ترکانه مخور.خاقانی.ترکی صفتی وفای ما نیست
ترکانه سخن سزای ما نیست.نظامی.ترکانه ز خانه رخت بربست
در کوچگه رحیل بنشست.نظامی.
فرهنگ فارسی
منسوب به ترک. یا ترک و مانند ترک.
جمله سازی با ترکانه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ترک عجمی کاکل ترکانه برانداخت از خانه برون آمد و صد خانه برانداخت
💡 زهی بزم خداوندی زهی میهای شاهانه زهی یغما که میآرد شه قفجاق ترکانه
💡 ترکانه چشم مستش بگشاده است کفر وز غارت دل و دین یارب چه شاهداست
💡 دو چشم تو عجمی ترک و مست و خون ریزند که میزند عجمی تیرهای ترکانه