لغت نامه دهخدا
( تختمة ) تختمة. [ ت َ ت ِ م َ ] ( ع اِمص ) عمامه بندی، اسم است تختﱡم را. ( منتهی الارب ) ( از قطر المحیط ). عمامه بندی. ( ناظم الاطباء ). || تغافل. || سکوت و خاموشی. || پنهانی. ( ناظم الاطباء ).
( تختمة ) تختمة. [ ت َ ت ِ م َ ] ( ع اِمص ) عمامه بندی، اسم است تختﱡم را. ( منتهی الارب ) ( از قطر المحیط ). عمامه بندی. ( ناظم الاطباء ). || تغافل. || سکوت و خاموشی. || پنهانی. ( ناظم الاطباء ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 يا زرارة ! تفتح الاذان باربع تكبيرات و تختمه بتكبيرتين و تهليلتين؛