تبرئه شدن

مترادف‌ها

بی‌گناه شناخته شدن

متضادها

محکوم شدن

لغت نامه دهخدا

تبرئه شدن. [ ت َ رِ ءَ / ءِ ش ُدَ ] ( مص مرکب ) منزه شدن از شبهه و تهمت. پاک گردیدن از تهمت. رجوع به تبرئه و دیگر ترکیبهای آن شود.

فرهنگ فارسی

منزه شدن از شبهه و تهمت پاک گردیدن از تهمت.

جمله سازی با تبرئه شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در ششم آذر ۱۴۰۰ رئیس دادگاه کیفری یک استان تهران تبرئه شدن بیژن قاسم‌زاده، یکی از متهمان پرونده اکبر طبری را تکذیب کرد.

💡 گلپور در پی تبرئه شدن از اتهامات مطروحه در پرونده‌اش از سوی دیوان عالی کشور ایران در ۳ مهرماه ۱۴۰۰، از زندان اوین آزاد شد.

💡 پس از طی مراحل طولانی در دادگاه، متهم سرانجام موفق شد از تمامی اتهامات سنگینی که به او نسبت داده شده بود، تبرئه شود.

💡 وکیل مدافع با ارائه مدارک مستدل و شواهد بسیار قوی، تلاش کرد تا متهم را از تمام اتهامات وارده در این پرونده پیچیده تبرئه کند.

💡 بسیاری از مردم پس از شنیدن خبر تبرئه شدن فرد بی‌گناه از اتهامات ناعادلانه، احساس آرامش و رضایت بیشتری از عملکرد سیستم قضایی داشتند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران