لغت نامه دهخدا
بی پروائی. [ پ َرْ ] ( حامص مرکب ) عمل و حالت بی پروا. رجوع به ماده قبل شود.
بی پروائی. [ پ َرْ ] ( حامص مرکب ) عمل و حالت بی پروا. رجوع به ماده قبل شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رازدار آمده ای با همه بی پروائی که سخن از دهن تنگ تو بیرون نرود
💡 سخنم می شنود با همه بی پروائی حرف بیربط ز دیوانه شنیدن دارد