لغت نامه دهخدا
بلندو. [ ب ُ ل َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان ایسین، بخش مرکزی شهرستان بندرعباس. سکنه آن 200 تن. آب آن از چاه و باران و محصول آن خرما و غلات است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
بلندو. [ ب ُ ل َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان ایسین، بخش مرکزی شهرستان بندرعباس. سکنه آن 200 تن. آب آن از چاه و باران و محصول آن خرما و غلات است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
ده از دهستان ایسین بخش مرکزی شهرستان بندرعباس. آب از چاه و باران. محصول خرما و غلات.
💡 482-تلاوت اين آيات از سوى مسلمانان كه در مكّه در اقليّت بودند، نشان روح بلندو شجاعت كامل پيامبر است.
💡 بلندو یکی از روستاهای توابع بخش اسیر در شهرستان مهر در جنوب استان فارس ایران است.
💡 زرای و طبع و دلش روشن و بلندو قویست ثبات عقل وره صحبت و کمال هنر