بسیا

لغت نامه دهخدا

بسیا. [ ب َ ] ( اِ ) شراب انگور راگویند بلغت زند و پازند. ( برهان ) ( از هفت قلزم ) ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). بلغت زند شراب انگور و خمر. ( ناظم الاطباء ). هزوارش، بسی یا پهلوی باتک، باده «یونکر103« »یوستی بندهش 880» ( از حاشیه برهان چ معین ).

فرهنگ فارسی

شراب انگور را گویند بلغت زند و پازند ٠ بلغت زند شراب انگور و خمر ٠ هزوارش بسی یا پهلوی باتک ٠

جمله سازی با بسیا

💡 سبک شخصی گیتومر تا حدودی بحث‌برانگیز است، و به‌طور کلی او واکنش‌های مثبت و منفی بسیای نسبت به کار خود را به عنوان نویسنده، سخنران و آموزگار دریافت کرده‌است.