«بریح» واژهای چندمعنایی در متون فارسی و عربی است که در منابع قدیمی معانی مختلفی به آن نسبت داده شده است. یکی از معانی آن در اصطلاح شکار، به «شکاری که از دست راست صیاد به سمت دست چپ میرود» اشاره دارد؛ یعنی حرکت خاص پرنده یا حیوان شکار شده در دست صیاد. در برخی منابع، «بریح» به پرندگان مانند «زاغ» یا «غراب» نیز گفته شده است، که با عبارتهایی مانند «ابن بريح» و «ام بريح» ذکر شدهاند. معنای دیگری که در منابع لغوی آمده، «پدر بطنی» است؛ یعنی فردی که پدر زیستی یا نژادی از عرب دارد. همچنین «بریح» نام منطقهای مسکونی در لبنان، در شهرستان کسروان، میباشد که نشاندهنده کاربرد این واژه به عنوان اسم مکان است.
بریح
لغت نامه دهخدا
بریح. [ ب َ ] ( ع ص، اِ ) شکاری که از دست راست صیاد به جانب دست چپ وی رود. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). بَروح. و رجوع به بروح شود.
- ابن بریح؛ زاغ. ( ناظم الاطباء ). غراب. ( اقرب الموارد ).
- ام بریح؛ زاغ. ( ناظم الاطباء ).
- || بلا. ( ناظم الاطباء ).
|| ( اِخ ) از اعلام است. ( از منتهی الارب ).
بریح. [ ب ُ رَ ] ( اِخ ) پدر بطنی است از عرب. ( از منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
پدر بطنی است از عرب.
دانشنامه عمومی
بریح ( به عربی: بریح ) یک منطقهٔ مسکونی در لبنان است که در شهرستان کسروان واقع شده است.
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] ریشه کلمه:
ب (۲۶۴۹ بار)روح (۵۷ بار)
جمله سازی با بریح
💡 تا نوشتست بریحان گل بستان جلال باغ را بر ورق لاله حمرا مرسوم