لغت نامه دهخدا
بروص. [ ب َرْ وَ ] ( اِخ ) بروج، که شهری است از هند. ( از معجم البلدان ). رجوع به بروج شود.
بروص. [ ب َرْ وَ ] ( اِخ ) بروج، که شهری است از هند. ( از معجم البلدان ). رجوع به بروج شود.
💡 پیرو روایت بروص از طوفان، که در آن قهرمان و خانوادهاش همراه با یک راننده کشتی هستند، اندرو جرج پیشنهاد میکند که ممکن است اورشانابی شخصیتی از نسخه قدیمیتر همان سنت باشد، و به همین ترتیب اعتقاد بر این بوده که یکی از قهرمانان داستان طوفان است.[الف]
💡 اسمیت تصور میکرد که اسطورهٔ آفرینش باید در اصل حداقل شامل نُه یا ده لوح باشد. او بعضی از لوحها را توانست تشخیص دهد که به روایت بروص شبیه بودند. برخی از مکاتبات اولیهٔ اسمیت، مانند ارجاع به داستانهای وسوسهٔ حوا، برج بابل و دستورهای خدا (یهوه) به آدم و حوا بعداً اشتباه از آب درآمد.